
۱) تولید اجزای شیر خام و به ویژه چربی و پروتئین را به حداکثر برسانید.
اهمیت چربی و پروتئین شیر در مدیریت گلههای صنعتی
طبق گزارش ماهانه Dairy Profit Monitor، هر گاو در موفقترین دامداریهای آمریکا روزانه حدود ۳ کیلوگرم چربی و پروتئین تولید میکند، در حالی که هدف گلهها ۲.۷ کیلوگرم است.
عامل اصلی افزایش بازده چربی و پروتئین، بازده کلی شیر خام است. با این حال، درصد چربی و پروتئین شیر تولیدی نیز اهمیت زیادی دارد و نشاندهنده کیفیت مدیریت گله است.
در گلههای هلشتاین، اگر درصد چربی شیر زیر ۳.۷ و پروتئین حقیقی زیر ۳.۰ باشد، یعنی گله نیاز به بهبود مدیریت دارد.
ارزش اقتصادی چربی و پروتئین
ارزش پولی چربی و پروتئین شیر در بازار، انگیزهای برای اصلاح مدیریت گله فراهم میکند. چربی پایین شیر نشاندهنده عبور اسیدهای چرب اشباع نشده از شکمبه است که سنتز چربی شیر را کاهش میدهد. این شرایط فرصت مناسبی برای اصلاح مدیریت فراهم میکند:
- اصلاح فرمولاسیون جیره شامل چربیهای اشباع نشده، موازنه کربوهیدراتها و کیفیت علوفه.
- اجرای دقیق جیره فرموله شده شامل ماده خشک، میزان مصرف اجزا و کنترل جدا شدن اجزای جیره توسط گاو.
بهبود درصد پروتئین شیر
اگر درصد پروتئین شیر زیر ۳.۰ باشد، نشان میدهد که فرایند تخمیر شکمبه و سنتز پروتئین میکروبی به حداکثر نرسیده است. برای اصلاح آن میتوان:
- موازنه اسیدهای آمینه با پروتئینهای مخلوط یا اسیدهای آمینه محافظت شده را بهبود داد.
عموماً ظرف ۱۰ تا ۱۴ روز پس از اعمال تغییرات، افزایش مطلوب در درصد چربی و پروتئین شیر قابل مشاهده است.
۲) بیوقفه از هر فرصتی برای افزایش تدریجی تولید شیر بهره بجویید.
افزایش تدریجی تولید شیر با مدیریت هوشمند گله
سودآورترین تولید شیر معمولاً از افزایش تدریجی عملکرد گله حاصل میشود. با اجرای تدابیر مدیریتی مشخص، میتوان بازده گله را بهبود داد. مهمترین این اقدامات عبارتاند از:
- افزایش تعداد وعدههای شیردوشی، مثلاً از دو بار به سه بار در روز یا سیستم تناوبی ۴ و ۲ بار دوشش.
- کاهش طول دورهی خشکی گاوهای پرتولید به ۴۰ روز.
- بهبود عملکرد خوراک با مکملهایی که جذب انرژی را افزایش داده و از بروز کوکسیدیوز جلوگیری میکنند.
- توجه کامل به آسایش دام.
مطالعه میدانی روی دوشش متناوب
در یک پژوهش میدانی، گاوها در سه تا چهار هفته اول پس از زایمان ۴ بار دوشش شدند و سپس وعدهها به ۲ بار در روز کاهش یافت. هدف، بررسی تغییرات تولید شیر بود.
نتایج نشان دادند که تمام گاوها به این سیستم واکنش مثبت نشان دادند. در ۷ روز اول آزمون ماهانه، بازده شیر تصحیح شده برای چربی و پروتئین به طور متوسط ۱.۶ کیلوگرم در روز افزایش یافت.
نیاز نیروی کار و سود واقعی
- تغییر از سیستم دو بار دوشش به تناوبی ۴ و ۲ بار تنها ۷٪ افزایش نیروی کار نیاز دارد.
- تغییر از دو بار دوشش به سه بار در روز حدود ۳۰٪ نیروی کار اضافی میطلبد.
مهم است که در هر تغییر مدیریتی، تنها افزایش تولید شیر مدنظر نباشد. برای تعیین سود واقعی، باید تغییرات هزینههای نهادهها را نیز در محاسبات لحاظ کرد.

۳) گاوهای تازهزا را از دست ندهید.
حفظ گاوهای تازهزا و کاهش حذف در ۶۰ روز اول شیرواری
در بهترین گاوداریهایی که مشاهده کردیم، حذف گاو تازهزا در ۶۰ روز نخست شیرواری کمتر از ۵٪ بود. این کار بدون حفظ گاوهای کمتولید صرفاً برای پایین آوردن آمار انجام شد.
در بررسی ۷۲ گله شیری در نیویورک و ورمانت، تقریباً ۲۵٪ گلهها بین ۹ تا ۱۳٪ گاو تازهزا را ظرف ۶۰ روز نخست حذف کردند. برای تلیسههای شکم اول، این رقم حدود ۶٪ بود. در برخی گلهها، حذف تلیسههای شکم اول بین ۷ تا ۱۱٪ بود که نشاندهنده زیان اقتصادی قابل توجه است.
عوامل اصلی افزایش حذف گاوها
- تراکم بیش از حد بهاربند قبل یا بعد از زایمان
- تغییر مکرر گروهبندی گاوها پیش و پس از زایش
- رقابت بین تلیسههای تازهزا و گاوهای بالغتر
فضای آخور و خطر حذف
در بهاربندهایی که کمتر از ۷۰ سانتیمتر فضای آخور برای هر گاو تازهزا فراهم بود، احتمال حذف گاو در ۳۰ روز اول شیرواری ۴۰٪ افزایش یافت.
مشکلات جیره و اجرای خوراک
فرمولاسیون جیره معمولاً مشکلی ایجاد نمیکند، اما اجرای نادرست جیره باعث حذف گاو میشود:
- طول زیاد ساقه علوفه خشک که موجب جداسازی جیره توسط زبان گاو میشود
- بیدقتی در وزنکشی اجزای جیره
- بیتوجهی به تغییرات ماده خشک
در گلههایی با علوفه مرغوب، باید در جیره گاوهای تازه خشک از علوفه کمانرژی استفاده کرد. مصرف علوفه با انرژی بالا در این دوره میتواند پس از زایمان باعث اختلال سلامت و افزایش حذف گاوها شود.
نکته مدیریتی:
اگر مدیریت عمومی و گروهبندی در گله صحیح باشد، افزودن آب به جیره مزیت اقتصادی چندانی نخواهد داشت.
۴) گاوهای کمارزش و کمسود را شناسایی و برای حذفشان تصمیم بگیرید.
ابتدا گاوهای کمتولید را شناسایی کنید؛ این دسته گاوهایی هستند که درآمدشان کفاف هزینههای خوراک و کارگری را نمیدهد. برای این کار میتوانید از نرمافزارهای مدیریت گله شیری استفاده کنید.
پس از شناسایی، باید برای حذف، خشک کردن یا جایگزینی این گاوها تصمیمگیری کنید. در بهاربندهای با تراکم بالا، حذف گاوهای کمسود معمولاً بازده کلی شیر گله را کاهش نمیدهد؛ عملکرد گاوهای باقیمانده به سرعت بهبود مییابد.
اگر تراکم بهاربند بسیار زیاد است، باید روشهای کنترل حذف و بهبود پرورش تلیسهها را بررسی کنید تا از فضای موجود بهترین بهرهبرداری شود.
نکته مهم
هر گله شرایط خاص خود را دارد. بنابراین پیش از هر تصمیم مدیریتی، وضعیت گله را با کارشناسان متخصص، از دامپزشک گرفته تا کارشناس تغذیه، به دقت تحلیل کنید. فرصتهای اقتصادی ناشی از حذف گاوهای کمتولید در هر گله متفاوت است و نیاز به بررسی جداگانه دارد.متفاوت است و نمیتوان یک فرمول عمومی را در زمینهی حذف دام برای تمام گلهها تجویز کرد.

۵) اطمینان حاصل کنید، تمام تصمیمهای مدیریتی در گله ، مثمر ثمر هستند.
انحراف از تصمیمهای مدیریتی در عمل
در عمل، بسیاری از گلههای شیری از تصمیمهای مدیریتی نوشته شده انحراف دارند. روی کاغذ ممکن است همه چیز کامل به نظر برسد، اما در عمل معمولاً مشکلاتی رخ میدهد.
بخشهایی که اغلب مورد سهلانگاری قرار میگیرند:
- مراحل عملی شیردوشی
- مدیریت زایش و تغذیه با آغوز
- برنامه تولید مثلی گله
- برنامه تغذیه بخشهای مختلف گله
پیامدهای سهلانگاری در مدیریت:
- کاهش یا رکود تولید شیر
- افزایش اسکور سوماتیک سل
- افت آمار آبستنی موفق
- ضعف عمومی و تلفات گوساله
- کاهش کارایی تغذیه و عملکرد شکمبه
مثلاً آیا جایزه کیفیت شیر را از دست دادهاید چون مراحل شیردوشی به درستی اجرا نمیشوند یا چند گاو با اسکور سوماتیک بالا شاخص کل تانک شیر را افزایش دادهاند؟
صرف وقت و هزینه روی اصولی که دیگر ضرورتی ندارند، به هزینههای غیر ضروری دامداری میافزاید.
بازبینی و بهینهسازی امور مدیریتی گله
- با کارشناسان گله بررسی کنید کدام امور مدیریتی نیاز به اصلاح یا توقف دارند.
- جلسات مشورتی با کارکنان برگزار کنید تا همه در جریان تصمیمها باشند.
- تصمیمهای جاری را مرور کنید تا مطمئن شوید بازگشت مالی مورد انتظار حاصل میشود.
۶) هزینههای اضافی در پرورش تلیسه برای خود نتراشید.
با وجود سالها تحقیق و تجربه که اثبات کرده است که میتوان تلیسه را به نحوی پرورش داد که در ۲۱ تا ۲۲ ماهگی به سن اولین زایش خود برسند، هنوز در بسیاری از گلههای امروزی متوسط سن اولین زایش ۲۴ تا ۲۶ ماهگی است. این امر علاوه بر هزینههای اضافی خوراک، هزینهی گزافی نیز از لحاظ اختصاص فضا و نیروی انسانی برای نگهداری از تلیسههایی که هنوز به مرحلهی زایش نرسیدهاند به اقتصاد گله تحمیل میکند. اگر تعداد تلیسههای گله بیشتر از حد ضروری باشد، سرمایهگذاری در پرورش تلیسه توجیه اقتصادی خود را از دست میدهد. در اینجا باز میشود از نرمافزارهای مدیریتی بهره گرفت. همچنین میتوان از یک ابزار محاسبهگر رایگان در محیط اِکسِل که دانشگاه کرنل آمریکا ابداع کرده استفاده کنید. این ابزار را که به زبان انگلیسی و بر حسب دلار آمریکا طراحی شده میتوانید از طریق پیوند زیر دانلود واز آن استفاده کنید:
البته کیفیت تلیسه نیز عامل تعیین کنندهای است. در تحقیق اخیر ما، بازده شیر گاوهای شکم اول (در اولین دورهی شیرواری) در ۲۵ درصد از گاوداریهای تحت مطالعه به طورمیانگین در حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد بازده گاوهای بالغ بود – هدف آرمانی ۸۲ تا ۸۵ درصد بازده شیرواری گاوهای بالغ است. گذشته از این، آمار حذف و تلفات گاوهای شکم اول، تفاوت و تنوع بسیار گستردهای را از یک گله تا گلهی دیگر نشان میداد. به طور میانگین، میزان حذف و تلفات در گاوهای شکم اول این گاوداریها حدود ۱۹ درصد بود – در ۲۵ درصد بالایی گلهها ۲۵ الی ۳۷ درصد و در ۲۵ درصد پایینی بین ۵ تا ۱۵ درصد. اگر کیفیت پایین تلیسه به درآمد اقتصادی مورد انتظار از گاوهای شکم اول لطمه بزنند، زیان اقتصادی بزرگی به گله تحمیل خواهد شد که اتفاقاً در بسیاری موارد، کسی متوجهاش نمیشود.

۷) از برنامهی تولید مثلی گلهی خود بیشترین بهره را ببرید.
بسیاری از گاوداریها امروز حداقل درصد آبستنی ۲۶ را تجربه میکنند. مقایسهی این عدد با رقم ۲۰ درصد که تا همین چند سال پیش، آستانهی موفقی تلقی میشد به این نتیجه میرسیم که ارتقای حداکثری درصد آبستنی و عبور از آستانهی ۲۰ درصد یعنی کسب درآمد هر چه بیشتر. حتی با فرض قیمتهای پایین فروش شیر خام در بازار کنونی ایالات متحده، اگر یک گاوداری ۵۰۰ رأسی بتواند آمار آبستنی خود را از ۲۰ درصد به ۲۶ درصد برساند، ۴۲ هزار دلار در یک سال به درآمد خود خواهد افزود. البته هر هزینهی اضافهای را که برای اصلاح برنامهی تولید مثلی گله لازم باشد باید از این رقم دلاری کم کنیم. تمام ابعاد برنامهی تولید مثلی گلهی خود را به دقت ارزیابی کنید و از پیشرفتهایی که صنعت دامپروری طی سالهای اخیر در این حوزه به دست آورده بهره بجویید.
۸) مدیریت بیماریها و اختلالات مادرزاد را بهبود ببخشید.
در خیل عظیمی از گاوداریهای امروزی فرصتهای زیادی برای کاهش آمار مردهزایی (DOA) و پایین آوردن آمار ضعف و تلفات گوساله در مرحلهی شیرخوارگی و شیرگیری وجود دارد. در بهترین گاوداریهای آمریکا، آمار مردهزایی گوسالههای ماده یکسره در حدود ۴ تا ۵ درصد کل زایشها حفظ شده است. اما گاوداریهای خوبی هم وجود دارند که آمار مردهزایی به ویژه در تلیسههای شکم اولشان ۸ تا ۱۰ درصد و حتی بیشتر است. مدیریت دقیق گاوهای آبستن به نحوی که «درست به موقع» گاوهای آستانهی زایمان به زایشگاه منتقل گردند معمولاً از تعداد موارد مردهزایی میکاهد (و نیز مشکلات مربوط به گاوهای تازهزا را تا حد زیادی رفع میکند). هر چه تعداد گوسالههایی که زنده به دنیا میآیند بیشتر باشد، گوسالههای بیشتری وارد گله میشوند یا گوسالههای بیشتری برای فروش در بازار و کمک به نقدینگی گاوداری وجود خواهند داشت.
مدیریت گوساله پس از زایش
پس از تولد گوساله زنده، میانگین تلفات حدود ۸٪ و ضعف یا بیماری حدود ۳۰٪ گزارش میشود. در تحقیقات اخیر، مشخص شد که در ۲۵٪ بهترین گلههای آمریکا، تلفات گوساله در ۳ ماه اول کمتر از ۲٪ است.
اهمیت تغذیه با آغوز
- گوساله باید ظرف ۴ ساعت اول تولد ۴۵ تا ۵۰ میلیگرم ایمونوگلوبین در سیسی دریافت کند.
- میزان باکتری در آغوز نباید از ۱۰۰ هزار CFU در سیسی بیشتر شود.
- تغذیه سریع و دقیق آغوز باعث انتقال ایمنی غیرفعال کافی و کاهش بیماری میشود.
رشد و وزنگیری
این سطح تغذیه نه تنها وزن لاشه را افزایش میدهد، بلکه مواد مغذی لازم برای عملکرد سیستم ایمنی را تأمین میکند و هزینههای دارویی و دامپزشکی را کاهش میدهد.
گوساله باید تا ۵۶ روزگی، وزن تولد خود را دو برابر کند.

۹) فرصتهای طلایی را در اصلاح جیره شناسایی کنید.
بهینهسازی جیره و استفاده از علوفه
فرصتهای بهبود عملکرد گله تنها با تحلیل دقیق کیفیت علوفه و فرمولاسیون هدفمند جیره قابل تحقق است. امروز حتی میتوان با آنالیزهای پیشرفته علوفه، مانند بررسی میزان هضمپذیری الیاف، و استفاده از مدلهای تغذیهای، بهرهوری علوفه تولیدی خود را در جیرهی گله افزایش داد.
اگر علوفهی مرغوب کافی در دسترس باشد، باید جیره را طوری طراحی کنیم که حداکثر ارزش غذایی آن مورد استفاده قرار گیرد. در شرایط کمبود علوفه مرغوب نیز میتوان جیره را دستکاری کرد تا بازده شیر گله بهینه باقی بماند.
کاهش هزینههای خوراک بدون افت بازده شیر
مطالعات نشان میدهند میتوان سطح پروتئین جیره را کاهش داد بدون آنکه تولید شیر یا درصد چربی و پروتئین آن کاهش یابد. راهکار اصلی:
- کاهش پروتئین قابل هضم در شکمبه به ۸ تا ۹٪ ماده خشک جیره
- استفاده از منابع پروتئینی هضمنشده با کیفیت و اسیدهای آمینه برای تأمین پروتئین قابل متابولیسم
این رویکرد در جیرههای متکی بر سیلاژ ذرت نیز توجیه اقتصادی دارد و از لحاظ تولید شیر و عملکرد تولید مثلی گله، اثری منفی ندارد.
مدیریت فسفر در جیره
تحقیقات نشان میدهند:
- گاوهای تازهزا نیاز به فسفر بیش از ۰.۴٪ ندارند
- گاوهای شیروار در سایر مقاطع دوره شیرواری کافیست ۰.۳۵٪ فسفر دریافت کنند
با استفاده از اقلام معمول جیره میتوان به این میزان دست یافت و نیاز به مکملهای فسفردار وجود ندارد.
اصول کلی مدیریت جیره
همیشه درآمد خالص حاصل از فروش شیر پس از کسر هزینه خوراک را محاسبه کنید تا مطمئن شوید تغییرات جیره سود واقعی به همراه دارد
صرفهجویی بیش از حد در مواد مغذی جیره میتواند عملکرد آینده گله را کاهش دهد
در مشورت با مدیر تغذیه، جیره را دقیق ارزیابی کنید تا اصلاحات افراطی یا تفریطی اعمال نشود
۱۰) مدیریت خوراکدهی روزمره را در سطح گله بهبود ببخشید.
مدیریت خوراکدهی و جلوگیری از ضایعات پنهان
مدیریت خوراکدهی در بخشهای مختلف گله میتواند ضایعات پنهان ایجاد کند که بهسختی قابل شناسایی هستند. برای کاهش این ضایعات میتوان اقدامات زیر را انجام داد:
- مدیریت دیواره سیلو و تونلهای پلاستیکی: از افت حجم سیلاژ جلوگیری میکند و کیفیت خوراک را حفظ مینماید.
- ارزیابی منظم مادهی خشک سیلاژ: حداقل هفتهای یک بار برای اطمینان از تأمین یکنواخت جیره برای گاوها.
- یکدست کردن جیره مخلوط: خرد نشدن یکنواخت ساقهها و ترکیب ناقص جیره باعث مصرف نامنظم مادهی خشک میشود و یکنواختی جیره را کاهش میدهد.
بینظمی عملیاتی در فیدرها میتواند هزینههای اضافی مانند هزینه کارگری، سوخت، سرویس و تعمیر ماشینآلات را نیز افزایش دهد.

دیدگاهتان را بنویسید